العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

120

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

جسم فلك ولى دليل آنها كه امتناع خرق التيام در فلك است باطل است ، و حق اينست كه هر سه ممكن است و خدا بر همه ممكنات توانا است و لفظ قرآن گويا است كه افلاك واقفند و اختران در آن ميگردند بمانند ماهى در آب . ابن سينا بر زنده بودن و خردمندى اختران دليل آورده بقول خدا « يسبحون » كه جمع مذكر عاقل است و بقول خدا « و خورشيد و ماه را ديدم كه ساجدين بودند برايم » و جوابش اينست كه كار آنها را تشبيه به كار عقلاء كرده نه خود آنها را ، اگر گوئى خورشيد و ماه هر كدام در فلكى جدا گردش كنند و چگونه فرمود : « در يك فلك ميچرخند » جواب گويم اين تعبير هم همان معنا دارد چنانچه گويند امير جامه بر تن همه پوشيد و شمشير بكمر همه بست . « و از آن او است اختلاف شب و روز » بيضاوى در ( ج 3 ص 126 ) تفسيرش گفته : يعنى اين دنبال آمدن آنها كار ويژه او است و ديگرى بر آن توانا نيست و وابسته بخورشيد نيست ، و يا اينكه پياپى بودن شب و روز و كم و بيشى آنها بفرمان او است . . . « آيا ننگرى بپروردگارت » چند توجيه شده است . 1 - ننگرى به كار پروردگار كه چگونه كشش ميدهد آن را يا به خود سايه كه پروردگار آن را كشش ميدهد . و اين برهانيست روشن و ديدنى براى پى بردن بصانع . يا مقصود اينست كه : آيا دانشت نرسد بدان سايه روشن سپيده دم تا برآمدن خورشيد كه بهترين حالاتست . نه تاريكى نفرت آور شب را دارد و نه هواى گرم و خيره كن روز را و از اين رو هواى بهشت را بدان وصف كرد و فرمود « و سايه كشيده ، 30 - الواقعه » « اگر خواست آن را بر جا نگه مىداشت » و خورشيد را از حركت باز ميداشت كه دليل سايه است و سبب نمود آن زيرا تا خورشيد بجرمى نتابد سايه ندارد ، و چون آفتاب بالا رود سايه را خرده خرده برگيريم و مصالح مردم را بدان منظم سازيم . 2 - كشش سايه اشاره بساختمان آسمان و كشش زمين است پيش از وجود